در مقاله قبلی منشور کوروش؛ نخستین سند حقوق بشر در جهان صحبت کردیم در این مقاله قصد داریم درباره تخت جمشید؛ شکوهی بر فراز تاریخ صحبت کنیم.
حدود ۲۵۰۰ سال پیش، در قلب فلات ایران و در دامنههای کوه مهر، پادشاهی به نام داریوش بزرگ از سلسلهی هخامنشیان تصمیم گرفت ساختمانی بنا کند که نه فقط مقر پادشاهی، بلکه نمادی از وحدت و شکوه امپراتوریاش باشد. این مکان، بعدها به نام تخت جمشید یا «پارسه» شناخته شد.
تخت جمشید نه یک شهر کامل، بلکه مجموعهای از کاخها، تالارها، پلکانها و سنگنوشتههایی بود که صرفاً برای مراسمهای رسمی، جشنها و پذیرایی از نمایندگان ساتراپها (استانهای امپراتوری) طراحی شده بود. در واقع، اینجا مرکز آیینی و تشریفاتی هخامنشیان بود، نه پایتخت اداری یا نظامی.
معماری؛ جادویی از سنگ و هنر
ساخت تخت جمشید از حدود سال ۵۱۸ پیش از میلاد آغاز شد و تا بیش از یک قرن ادامه داشت. بعد از داریوش، پسرش خشایارشا و نوهاش اردشیر یکم نیز ساختوساز در این مجموعه را گسترش دادند.
آنچه تخت جمشید را در تاریخ بینظیر میکند،
معماری منحصربهفرد و بینالمللی آن است. در ساخت این مجموعه، هنرمندان و
معمارانی از سراسر امپراتوری، از هند گرفته تا مصر، همکاری داشتند.
همین تنوع فرهنگی باعث شد نقشبرجستهها
و ستونها، ترکیبی شگفتانگیز از سبکهای هنری گوناگون باشند، در عین حال که نظم و
شکوه ایرانی را حفظ کردهاند.
کاربرد تخت جمشید؛ فقط یک کاخ نبود!
برخلاف تصور عام، تخت جمشید فقط یک قصر باشکوه نبود. اینجا جایی بود برای:
· برگزاری نوروز؛ مراسم تحویل سال که نمایندگان ایالات مختلف امپراتوری با هدایای محلیشان به پادشاه ادای احترام میکردند.
· نشاندادن قدرت و نظم حکومت؛ پلکانهای باشکوه و تالارهای عظیم بهنوعی نماد عظمت نظام شاهنشاهی بودند.
· مرکز دیپلماسی؛ در واقع پادشاه در اینجا با نمایندگان خارجی ملاقات میکرد و اتحادها یا معاهدهها را برقرار مینمود.
سقوط و ویرانی
در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پس از غلبه بر آخرین شاه هخامنشی (داریوش سوم)، وارد پارسه شد. اگرچه دلیل دقیق ویرانی تخت جمشید مشخص نیست، اما اغلب منابع تاریخی اشاره کردهاند که اسکندر، در یک شب مستی و شور انتقام، دستور آتشزدن این بنای باشکوه را داد.
آتش، چوبهای سقف را بلعید و ستونها و سنگهای عظیم، پس از قرنها شکوه، در خاکستر فرو رفتند. این پایان رسمی استفاده از تخت جمشید بود؛ اما نه پایان قصهی آن.
تخت جمشید امروز؛ میراثی جاودانه
امروز، تخت جمشید یکی از باارزشترین میراثهای فرهنگی و تاریخی ایران و جهان بهشمار میرود. این مجموعه، با آنکه ویران شده، هنوز هم الهامبخش است؛ نمادی از مهندسی پیشرفته، حکمرانی قانونمدار، و ارتباط فرهنگی بینالمللی در دوران باستان.
در سال ۱۹۷۹، یونسکو تخت جمشید را بهعنوان یکی از آثار جهانی ثبت کرد. سالانه هزاران گردشگر از سراسر جهان برای دیدن شکوه باقیماندهی آن، به استان فارس سفر میکنند.
سخن پایانی
تخت جمشید، فقط مجموعهای از سنگ و ستون نیست. این مکان، زبان بیکلام تاریخیست که روایت میکند ایرانِ باستان چگونه به یکی از پیشرفتهترین تمدنهای بشری تبدیل شد. هنوز هم وقتی در میان ستونهای فرو افتادهاش قدم میزنی، میتوانی پژواک پای نمایندگان هند و مصر و ماد و پارس را بشنوی؛ که در دل تاریخ، احترام خود را به یک پادشاه جهانی ادا میکردند.