در مقاله قبلی درباره بازماندگان صفویه در دوران معاصر؛ سرنوشت نسلهای پس از سلطنت صحبت کردیم در این مقاله قصد داریم درباره تاریخچه حجاب در جهان صحبت کنیم.
حجاب و پوشش از مفاهیمی هستند که ریشهای عمیق در تاریخ تمدن بشر دارند. برخلاف باور عمومی که تصور میکند حجاب پدیدهای صرفا دینی و ویژه اسلام است، شواهد نشان میدهند که اشکال مختلفی از پوشش در میان تمدنهای باستانی و فرهنگهای گوناگون جهان وجود داشته است. این پوششها نه تنها برای رعایت اخلاق یا دیانت، بلکه به عنوان نمادهایی از جایگاه اجتماعی، آبروی خانوادگی، طبقه اقتصادی و حتی قدرت سیاسی مورد استفاده قرار میگرفتهاند.
از زنان اشرافزاده در بابل گرفته تا کاهنههای مصر باستان، از بانوان دربار هخامنشی تا زنان سنتی روم و یونان، همگی نوعی از پوشش را رعایت میکردهاند. با گذشت زمان و ظهور ادیان توحیدی، پوشش زنان و مردان مفهومی متفاوت پیدا کرد و به امری دینی نیز بدل شد. با این حال، همواره حجاب در بستری فرهنگی و اجتماعی رشد کرده و تحول یافته است.
در این مقاله، ابتدا به ریشههای حجاب در تمدنهای باستانی میپردازیم، سپس نقش ادیان در شکلگیری معنای دینی حجاب را بررسی میکنیم و در نهایت به تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیرامون حجاب در دوران معاصر نگاهی خواهیم داشت.
حجاب در تمدنهای باستانی، بیش از آنکه امری صرفا دینی باشد، بازتابی از ساختار اجتماعی، طبقات فرهنگی و ارزشهای حاکم آن دوران بوده است.
در تمدن سومر و بابل، حجاب و پوشش زنان نشانهای از طبقه اجتماعی به شمار میرفت. زنان آزاد و اشرافی موهای خود را با روسری یا پارچههایی خاص میپوشاندند، در حالی که بردگان چنین الزامی نداشتند. این تمایز، وجهی طبقاتی به حجاب میداد.
در ایران باستان، به ویژه در دوران هخامنشی و ساسانی، نقش پوشش در فرهنگ و ساختار اجتماعی بارز بود. در سنگنگارههای باستانی، زنان با لباسهای بلند و سرپوش دیده میشوند که بخشهایی از بدن و مو را میپوشاند. این نوع پوشش با مفهوم امروزی حجاب اسلامی تفاوتهایی دارد، اما اصول وقار و جایگاه اجتماعی را نمایندگی میکرد.
در مصر باستان، زنان بسته به موقعیت اجتماعی، از لباسهایی با میزان پوشیدگی متفاوت استفاده میکردند. کاهنهها و زنان دربار، پوشش خاصی داشتند که هم وقار را نشان میداد و هم پایبندی به سنتهای دینی را.
در هند، مفهوم پردهنشینی میان زنان اشراف رایج بود. آنها نه تنها بدن بلکه گاه چهره خود را نیز از دید عموم پنهان میکردند. در چین باستان نیز پوشش زنان با مفهوم نجابت پیوند خورده بود و در چارچوب آموزههای کنفوسیوسی، زنان باید ظاهر آراسته اما فروتنانهای میداشتند.
ادیان توحیدی، هر یک با نگرش خاص خود، نقش مهمی در نهادینه شدن حجاب به عنوان نماد اخلاق، وقار و پایبندی به ارزشهای معنوی ایفا کردهاند.
در یهودیت سنتی، بهویژه در شاخهی ارتدوکس، زنان پس از ازدواج باید موهای خود را بپوشانند. این پوشش معمولا با روسری یا کلاه مخصوص انجام میشود و جنبهی دینی و اخلاقی دارد. در متون دینی یهود، رعایت حجاب نشانهای از احترام به خانواده و تعهد زناشویی است.
در دوران ابتدایی مسیحیت، پوشش زنان هنگام عبادت الزامی بود. در نامههای پولس رسول به کلیساها، توصیه شده است که زنان هنگام نیایش سر خود را بپوشانند. در قرون وسطی نیز زنان اشرافزاده معمولا با کلاه و روسری در اجتماع ظاهر میشدند. با گذشت زمان و تحولات اجتماعی اروپا، مفهوم حجاب در مسیحیت بیشتر به مسئلهای فرهنگی بدل شد.
در اسلام، حجاب به عنوان حکم شرعی در قرآن و احادیث مطرح شده است. آیات مختلفی مانند آیهی ۳۱ سوره نور و آیه ۵۹ سوره احزاب به پوشش زنان اشاره دارند. با این حال، تفسیر میزان و شکل حجاب در میان فقها و فرهنگهای اسلامی متفاوت است. در برخی جوامع، چادر یا نقاب متداول است و در برخی دیگر، روسری یا شال سر کفایت میکند. حجاب در اسلام، افزون بر پوشش فیزیکی، ناظر بر رفتار و منش نیز هست.
در دوران معاصر، حجاب دیگر صرفا یک سنت مذهبی یا فرهنگی نیست، بلکه به موضوعی سیاسی، اجتماعی و گاه حقوقی در سطح جهانی تبدیل شده است.
در قرن بیستم، بهویژه با گسترش جنبشهای نوسازی و مدرنیزاسیون، نگاهها به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی دچار تغییر شد. در ایرانِ دوران رضاشاه، ترکیه آتاتورک و تونسِ بورقیبه، سیاستهای رسمی بر کشف حجاب تأکید داشتند. این تصمیمها اغلب با هدف نزدیک شدن به غرب و تغییر ساختارهای سنتی جامعه انجام میشد.
در مقابل، در برخی کشورهای اسلامی، حجاب به عنوان نماد مقاومت فرهنگی در برابر سلطه غربی ظاهر شد. در مصر، پس از دهه ۷۰ میلادی، بسیاری از زنان به طور داوطلبانه به حجاب بازگشتند. در ایران پس از انقلاب ۵۷، حجاب اجباری شد و وارد ساختار قانونی کشور گشت.
در کشورهای غربی، حجاب به یکی از مسایل بحثبرانگیز حقوق بشری تبدیل شده است. در فرانسه، بلژیک و برخی دیگر از کشورها، محدودیتهایی برای پوششهای مذهبی وضع شده است. این اقدامات با واکنشهایی از سوی مسلمانان و نهادهای حقوق بشری روبهرو شده است. از سوی دیگر، زنان محجبه بسیاری در غرب تلاش کردهاند تصویر مستقلی از خود ارائه دهند و حجاب را نه تنها به عنوان الزام دینی بلکه به عنوان انتخاب شخصی و نشانهای از هویت فرهنگی معرفی کنند.
جمعبندی
حجاب در طول تاریخ، مفهومی پیچیده و چندلایه بوده که همواره از تعامل دین، فرهنگ، سیاست و اجتماع تاثیر پذیرفته است. آنچه امروز به عنوان حجاب میشناسیم، حاصل قرنها تحول تاریخی در جوامع گوناگون است. فهم تاریخی و بدون تعصب از این پدیده، میتواند ما را در درک بهتر تفاوتها و یافتن زمینههای گفتوگوی بینفرهنگی یاری کند.