درمقاله قبلی درباره امپراتوریها در تاریخ جهان صحبت کردیم در این مقاله قصد داریم درباره سقوط سلسله قاجار و ظهور پهلوی؛ از آشفتگی تا اقتدار صحبت کنیم .
ملت نقشی کلیدی داشتهاند. یکی از مهمترین تحولات صد سال اخیر، پایان کار سلسله قاجار و آغاز دوران پهلوی است؛ تغییری که تنها یک جابهجایی قدرت نبود، بلکه آغاز دورانی نو در مسیر مدرنسازی، سیاست، و ساختار حکمرانی ایران بود. اما چرا قاجار سقوط کرد؟ چه عواملی رضاخان را به قدرت رساند؟ و این تغییر چه تأثیری بر ایران گذاشت؟
از دربار ضعیف تا زوال سلطنت؛ دلایل سقوط قاجار
1- ضعف شخصیتی پادشاهان قاجار
در اواخر دوران قاجار، شاهان بیشتر نگران بقای شخصی خود بودند تا رفاه مردم یا توسعه کشور. احمدشاه قاجار، آخرین پادشاه این سلسله، فردی کمتجربه و بیانگیزه بود که علاقهای به مدیریت امور کشور نداشت. او بیشتر وقتش را در سفرهای اروپایی میگذراند و نسبت به وضعیت داخلی ایران بیتفاوت بود.
2- نفوذ بیحد و مرز قدرتهای خارجی
از دوره ناصرالدینشاه به بعد، ایران صحنه رقابت استعماری میان روسیه تزاری و بریتانیای کبیر شد. امتیازهایی مانند راهآهن، تنباکو، شیلات شمال، و بسیاری دیگر به بیگانگان واگذار شد. مردم کمکم احساس کردند کشورشان در حال حراج شدن است.
3- فروپاشی اقتصادی و اجتماعی
حکومت قاجار فاقد برنامهای روشن برای اداره کشور بود. مالیاتهای سنگین، فساد اداری، ناامنی در مناطق روستایی، و نبود زیرساختها، اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی رسانده بود. در چنین شرایطی، زندگی برای مردم طبقات پایینتر بسیار دشوار شده بود.
4- جنبش مشروطه؛ زنگ خطر برای سلطنت مطلقه
در سال ۱۲۸۵ شمسی، انقلاب مشروطه آغاز شد و پس از مبارزات فراوان، مجلس شورای ملی تأسیس شد. اما قاجارها بارها قانون اساسی را زیر پا گذاشتند و از اجرای مفاد آن سر باز زدند. این رفتارها اعتماد عمومی را بیشازپیش از بین برد.
رضاخان؛ از سرباز ساده تا چهرهای سرنوشتساز
کودتای ۱۲۹۹؛ تولد یک قدرت جدید
در سوم اسفند ۱۲۹۹، رضاخان میرپنج با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و پشتیبانی بریتانیا کودتایی انجام داد. ارتش کوچک اما منظم او تهران را بدون درگیری جدی تصرف کرد. رضاخان ابتدا به عنوان فرمانده کل قوا و سپس وزیر جنگ و نخستوزیر، رفتهرفته قدرت را در دست گرفت.
جادهای هموار برای سلطنت
رضاخان در طول چند سال، با سرکوب خوانین، ایجاد ارتش منظم، و حذف رقبای سیاسیاش، چهرهای مقتدر از خود ساخت. وقتی احمدشاه قاجار برای همیشه به اروپا رفت، عملاً سلطنت در ایران تعطیل شده بود. در نهایت، در آبان ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی با تصویب قانونی، انقراض سلسله قاجار را اعلام کرد و رضاخان را به عنوان شاه جدید معرفی کرد.
ظهور پهلوی؛ امیدها، اصلاحات و اقتدارگرایی
ایران در مسیر مدرنسازی
رضاشاه پهلوی بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، پروژهای گسترده برای نوسازی کشور آغاز کرد. برخی از مهمترین اقدامات او عبارت بودند از:
· ساخت راهآهن سراسری ایران
· تأسیس دانشگاه تهران و مدارس مدرن
· اصلاح نظام قضایی و ایجاد دادگستری ملی
· تشویق به پوشش متحدالشکل (کلاه پهلوی، بعدتر کلاه شاپو)
· ایجاد ارتش نوین و سرکوب شورشهای محلی
تمرکز قدرت در دست شاه
رضاشاه بسیاری از نهادهای سنتی را تضعیف کرد. روحانیت، اشرافیت قدیمی، و مطبوعات آزاد همگی زیر فشار قرار گرفتند. حکومت او اگرچه کشور را از نظر ظاهری مدرنتر کرد، اما فضای سیاسی بسته و محدود بود و انتقاد از قدرت مرکزی مجاز نبود.
جمعبندی
سقوط قاجار حاصل سالها ضعف، بیکفایتی و فشار خارجی بود. مردم خسته از سلطنت بیخاصیت، به دنبال ثبات و پیشرفت بودند. رضاخان، با قدرتطلبی و برنامهریزی، خود را به عنوان ناجی معرفی کرد و مسیر جدیدی برای ایران ترسیم کرد؛ مسیری که در برخی زمینهها کشور را به جلو برد، اما در برخی دیگر، پایههای اقتدارگرایی را محکمتر کرد.